اعتقاد به قضا و قدر، از عقاید اسلامى است و در قرآن و حدیث آمده است. لیکن باید آن را تفسیر و بررسى کرد، به نحوى که سر از جبر و سلب اختیار از انسان در نیاورد.
"قَدَر"(بروزن شرف) عبارت است از اندازه گیرى و مهندسى وجود یک چیز. خداوند متعال هر چیز را با اندازهی خاصّى آفریده است : "إِنّا کُلَّ شَیْء خَلَقْناهُ بِقَدَر"( قمر _ 49).
و قضاء، آن است که کار به مرحلهی قطعى و حتمى برسد و در همان حال، اراده و اختیار انسان در رسیدن کار به مرحله قضاء، نقش دارد. انسان با انتخاب کارى از کارها، سبب مىشود که چیزى بر او حتمى و قطعى مى گردد.
* اعتقاد شیعه به قضا و قدر
جهان آفرینش جهان تقدیر و برنامه ریزى شده است. هر انسانى که از مادر متولد مى شود، حیات و زندگى او برنامه ریزى شده است.
دربارهی قضا که به معنى قطعیت و به اجرا درآوردن یک برنامه است، همین آیه کافى است که:"اوست که شما را از خاک آفرید، آنگاه مدت عمر را معین ساخت".( انعام _ 2)
با توجه به این آیات و نیز روایاتى که در این زمینه وارد شده است، هیچ مسلمانى نمى تواند قضا و قدر را انکار کند. هر چند معرفت تفصیلى به جزئیات مساله ضرورتى ندارد و اصولًا براى کسانى که آمادگى ذهنى براى فهم این گونه مسائل دقیق را ندارند، وارد شدن به آن شایسته نیست، چه بسا ممکن است در عقیدهی خود دچار اشتباه یا تردید شوند و به گمراهى افتند.
به همین دلیل امیرمؤمنان على (ع) خطاب به این گروه مى فرماید:
"راهى است تاریک، از آن راه نروید، و دریایى است ژرف پس به آن وارد نشوید و آن راز الهى است، پس خود را براى پرده برداشتن از آن به رنج نیفکنید".( نهج البلاغه، کلمات قصار: 287)
بنابراین، جهان آفرینش همه با اندازه گیرى و برنامهی خاصى آفریده شده و طبق آن پیش خواهد رفت و انسان نیز جزئى از این جهان است که از این ضابطه بیرون نیست. آنچه مهم است این که قضا و قدر را با "جبر گرایى" یکسان نمیدانیم.
اعتقاد به قضا و قدر با جبرگرایى متفاوت است. آنچه شیعه انکار مى کند و همهی گروه عدلیه با آنان در این مطلب هم صدا هستند، این است که تقدیر الهى و تحقق آن برنامهها به حکم قطعى خدا، مانع از اختیار و آزادى انسان، در انتخاب نیک و بد نیست.
امروز گروهى از گنهکاران، به سان مشرکان عصر رسالت، هر نوع بدبختى و گنهکارى خود را معلول قضا و قدر دانسته و خود را پیراسته و بی گناه قلمداد مى کنند و پیوسته شعار آنان این است که مى گویند:
کوکب بخت مرا هیچ منجم نشناخت
یا رب از مادر گیتى به چه طالع زادم؟
در حالى که از نظر قرآن، هر فردى مسئول اعمال خود مى باشد، چنان که مى فرماید: "براى هر انسانى بهره اى جز سعى و کوشش او نیست".
در پاسخ به این گروه از کج اندیشان، باید گفت: قضا و قدر در افعال انسان با اختیار و آزادى او کمترین منافاتى ندارد. زیرا تقدیر الهى در بارهی انسان همان فاعلیت ویژهی او است، بدین معنا که او یک فاعل مختار و مرید بوده و فعل و ترک هر عملى در اختیار او است. قضاى الهى در مورد فعل انسان، قطعیت و حتمیت فعل است، ولی پس از اختیار و ارادهی او.
به تعبیر دیگر، آفرینش انسان با اختیار و آزادى آمیخته و اندازه گیرى شده است، و قضاى الهى جز این نیست که هرگاه انسان از روى اختیار، اسباب فعلى را پدید آورد، تنفیذ الهى از این طریق انجام گیرد.
برخى از افراد، گنهکارى خود را مولود تقدیر الهى دانسته و تصور کرده اند جز راهى که رفته اند، راه دیگرى در اختیار آنها نبوده است، در حالى که خرد و وحى این پندار را محکوم مى کنند. زیرا از نظر خرد، انسان با تصمیم خود سرنوشت خویش را برگزیده است، و از نظر شرع نیز او مى تواند انسانى شاکر و نیکوکار، یا کفران کننده و بدکار باشد، چنانکه مى فرماید:
"إِنَّا هَدَیْناهُ السَّبِیلَ إِمَّا شاکِراً وَ إِمَّا کَفُوراً".( انسان_ 3)
منبع:راهنماى حقیقت، شیخ جعفر سبحانی
ما را در سایت قول ثقیل دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 133